ثروتجذب ثروتجملات تاکیدیخودسازیقانون جذبمثبت اندیشیموفقیت

به جای موضوعات بد، موضوعات خوب را جذب کن

قانون جذب از دیدگاه بزرگان _ باب دویل می گوید: قانون جذب به این قضیه توجه ندارد که از نظر تو چیزی خوب است یا نه، یا آیا تو آن را می خواهی یا نمی خواهی. این قانون در برابر افکار تو عکس العمل نشان می دهد. اگر تو حواست را متوجه کوهی از قرض و قوله هایت کنی و در این مورد احساس وحشتناکی داشته باشی، در واقع همین علامت را به کائنات مخابره می کنی.

بابت بالا آوردن این همه قرض و قوله حسابی حالم گرفته است. تو در واقع این قضیه را نزد خودت تصدیق می کنی و همین را در تک تک مرحله ای هستی ات حس می کنی. به این دلیل است که قرض و قوله ات بیشتر و بیشتر می شود. قانون جذب قانون‌ طبیعت است. این موردی غیر شخصی است و خوب و بد نمی شناسد، فقط افکار تو را دریافت می کند و آنها را به صورت تجربه ی زندگی به سوی خودت بازمی گرداند. قانون جذب صرفا همان چیزی را که در ذهنت می گذرد به سوی تو بر می گرداند.

 

قانون جذب چه چیزی را جذب میکند

 

قانون جذب از دیدگاه بزرگان (جان اساراف)

اشکال کار در این است که بیشتر مردم راجع به آنچه نمی خواهند فکر می‌کنند و از خود می پرسند که چرا مرتبا سر و کله ی همان چیزها ظاهر می شود. تنها دلیلی که مردم هر آنچه ‌را می خواهند ندارند این است که ‌آنها بیشتر راجع به آنچه نمی خواهند فکر می کنند تا آنچه می خواهند. به افکارت توجه کن و به کلام خودت گوش بده. قانون مطلق و بی چون و چرا است و جای هیچ اشتباهی وجود ندارد.

یک بیماری همه‌ گیر بین آدم ها که به مراتب بدتر از بیماری طاعون است که قرن ها کولاک می کرد، بیماری همه گیر نخواستن است. وقتی مردم به طور غالب فکر می‌کنند، حرف می زنند، عمل می‌کنند و تمام هم و غمشان آن چیزی می شود که نمی خواهند، در واقع این بیماری همه گیر را زنده نگه ‌می دارند.

اما نسل حاضر نسلی است که تاریخ را تغییر می دهد، چون ما اطلاعاتی را دریافت می کنیم که موجب رهایی مان از این بیماری واگیردار می شود! و این مورد از خودت شروع می شود و تو باید در جنبش این فکر جدید از طریق صرفا فکر کردن و حرف زدن راجع به آنچه می خواهی، پیشگام شوی.

 

بیشتر بخوانید : قانون جذب مسیر مشخص رسیدن به موفقیت

 

قانون جذب از دیدگاه بزرگان (لیزا نیکولز)

قانون جذب به راستی مطیع است. وقتی تو درباره ی آنچه می خواهی فکر کنی و با قصد و نیت بر آن تمرکز کنی، آنگاه قانون جذب دقیقا هر دفعه همان چیزی را که می خواهی به تو می دهد. وقتی حواست را متوجه آنچه نمی خواهی کنی – نمی خواهم دیرم شود. نمی خواهم دیرم شود – قانون جذب نخواستن تو را نمی شنود و آنچه را در فکرش بودی برایت آشکار می کند و مکررا هم سروکله اش پیدا می شود.

قانون جذب در برابر خواستن یا نخواستن تو مغرض نیست. وقتی تو حواست را متوجه چیزی می کنی، مهم نیست که چه باشد، در واقع آن را به عالم هستی دعوت می کنی. وقتی تو حواست را روی آنچه می خواهی متمرکز نگه داری و این حضور ذهن را حفظ کنی، در لحظه ای قرار می گیری که در واقع آنچه‌ را می خواهی با شدیدترین قدرت موجود در کائنات به سوی خود فرا می خوانی.

قانون جذب ، نه، نخواستن و هر نوع کلمه ی منفی را به حساب نمی آورد. وقتی کلامی منفی از دهان تو بیرون بیاید، آنچه قانون جذب دریافت می‌کند این است: دلم نمی خواهد چیزی روی لباسم بریزید. دلم می خواهد چیزی روی لباسم بریزد و دلم می خواهد چیزهای بیشتری هم ریخته شود. دلم نمی خواهد موهایم بد کوتاه شود. دلم می خواهد موهایم بد کوتاه شود. دوست ندارم تأخیر داشته باشم. دلم می خواهد تأخیر داشته باشم. دلم نمی خواهد این آدم با من بی ادبی کند. دلم می خواهد این آدم و افراد بیشتری با من بی ادبی کنند.

دلم نمی خواهد مدیر رستوران میز ما را به کسی دیگر بدهد.دلم می خواهد مدیر رستوران میز را به کسی دیگر بدهد. دوست ندارم این کفش ها پایم را بزند. دلم می خواهد کفش ها پایم را بزند. از عهده ی این همه کار بر نمی آیم. دلم کاری بیشتر از حد توانایی ام می خواهد. دوست ندارم آنفلوآنزا بگیرم. دلم می خواهد آنفلوآنزا و مریضی دیگر بگیرم. از جر و بحث خوشم نمی آید. دلم جر و بحث بیشتری می خواهم. با من اینگونه حرف نزن. دلم می خواهد هم تو و هم بقیه ی مردم با من اینگونه حرف بزنید. قانون جذب هر آنچه را در فکرش هستی، به تو می دهد. والسلام!!

قانون جذب از دیدگاه بزرگان (باب پراکتور)

قانون جذب مدام در حال فعالیت است، چه باور و درک کنی یا نکنی. قانون جذب قانون‌ خلقت است. فیزیکدان های کوانتومی به اطلاع ما رسانده اند که کل کائنات از فکر نشأت گرفته است. تو زندگی ات را از طریق افکارت و قانون جذب خلق می کنی و تک تک افراد هم همین کار را می کنند. این قانون صرفا برای اینکه از آن آگاه هستی کارایی ندارد، بلکه همیشه در زندگی تو و بقیه ی افراد در سرتاسر تاریخ اعمال شده است. وقتی تو از این قانون مهم آگاه شوی، در واقع متوجه‌ می شوی که قادری زندگی ات را با فکر کردن خلق کنی، و سپس به گونه ای باورنکردنی قدرتمند می شوی.

 

تو خالق زندگیت هستی

قانون جذب از دیدگاه بزرگان (لیزا نیکولز)

قانون جذب به همان اندازه که تو فکر می‌کنی، فعالیت می کند. هر وقت تو غرق در تفکر شوی، قانون ‌جذب هم دست به کار می شود. وقتی راجع به گذشته فکر می کنی، قانون‌ جذب هم کار می کند. وقتی هم در مورد زمان حال و آینده فکر می‌کنی، قانون جذب اعمال می شود. این روندی مداوم است.‌

تو نمی توانی دکمه ی مکث و توقف را بزنی. قانون جذب مثل افکار خودت همیشه در حال فعالیت است. چه متوجه باشیم یا نباشیم، ما اکثر اوقات در حال فکر کردن هستیم. حتی وقتی تو با کسی حرف می زنی یا به حرف کسی گوش می کنی، باز هم در حال فکر کردن هستی.

وقتی مشغول خواندن روزنامه یا تماشای تلویزیون هستی، باز هم فکر می کنی. وقتی خاطرات گذشته را به خاطر می آوری، فکر می کنی. وقتی به فکر چیزی در آینده هستی، فکر می کنی. موقع رانندگی فکر می کنی. صبح ها که برای رفتن به سر کار آماده می شوی، فکر می کنی.

برای بسیاری از ما مردم، تنها زمانی که فکر نمی کنیم هنگامی است که در خواب هستیم، به هر حال نیروهای جذب هنوز هم مشغول فعالیت‌ روی آخرین افکارمان در هنگامی که خوابمان می برد، هستند.‌ پس قبل از اینکه‌ به خواب بروی، فکرهای خوب بکن.

بیشتر بخوانید: مراحل قانون جذب از دیدگاه خانم استرهیکس

قانون جذب (مایکل برنارد بک ویث)

آفرینش به طور مداوم رخ می دهد. هر دفعه که فردی فکری دارد با یک روش تفکری طولانی و سابقه دار دارد، افکارش در روند خلق قرار دارند و چیزی از این افکار آشکار می شود.‌ آنچه هم اکنون در فکرت می گذرد، زندگی آینده ات را خلق می کند.

تو زندگی ات را با افکارت خلق می‌کنی و چون مدام در حال فکر کردن به سر می بری، همیشه هم در حال آفرینش هستی. راجع به هر چه فکر کنی یا بر هر چه تمرکز کنی، همان در زندگی ات ظاهر می شود. مثل تمام قوانین طبیعت، در این قانون هم کمال محض وجود دارد.

تو زندگی ات را خلق می کنی. هر چه بکاری همان را درو می کنی! افکار تو حکم بذر را دارند و درو و برداشت تو به بذرهایی که کاشته ای وابسته است. اگر نق بزنی و گله و شکایت کنی، قانون‌ جذب با قدرت تمام وضعیت های بیشتری را که تو بابت آنها گله می کنی، وارد زندگی ات می کند.

اگر خودت به گله و شکایت فردی دیگر گوش بسپاری و به حرف هایش توجه نشان دهی و با او همدردی کنی، در آن لحظه خودت هم وضعیت های قابل شکوه و شکایت را جذب می کنی. قانون جذب صرفا هر آنچه را بر آن تمرکز و در موردش فکر کنی، بر تو منعکس می کند. با این آگاهی قدرتمند، خودت از طریق تحول فکری می توانی کاملا اوضاع و شرایط زندگی ات را تغییر دهی.

 

چناچه به دنبال جذب عشق و جفت روحی خود هستید به شما پیشنهاد میکنم که همین حالا این پکیج را تهیه کنید:

بنر جذب جفت روحی

قانون جذب (بیل هریس)

شاگردی به نام رابرت داشتم که از طریق اینترنت واحد درسی با من گرفته بود و بخشی از تکالیف او، ایمیل زدن به من بود. رابرت دچار مشکل روحی بود و واقعیت های ناخوشایند زندگی اش را به طور خلاصه در ایمیل هایش برای من می نوشت. در محیط کار همکارانش بر علیه او شده بودند و همین مسأله محیط کار را برای او متشنج کرده بود.

وقتی در خیابان راه می رفت، با افرادی مواجه می شد که دلشان می خواست او را به طریقی دست بیندازند. او دلش می خواست کمدین بشود و وقتی این شغل را انتخاب کرد، همه از بابت اینکه او مشکل دارد، اذیتش می کردند. تمام زندگی او سراسر فلاکت و غم و غصه شده بود و تمام این قضایا به دلیل افسرده بودنش بود.

من شروع به آموزش او کردم که چگونه حواسش را روی آنچه‌ نمی خواهد متمرکز کند و راهنمایی اش کردم تا به سراغ ایمیل هایی که برای من فرستاده بود، برود. به او گفتم: دوباره آنها را بخوان، به چیزهایی که خودت نمی خواهی و در موردشان برایم گفتی، توجه کن. من می توانم بگویم که تو در این مورد بسیار پرشور و حرارت هستی و وقتی سرا پا احساس هستی و حواست را بر چیزی متمرکز می کنی، قضیه حتی سریع تر رخ می دهد.

سپس او بر آنچه از صمیم قلب می خواست تمرکز کرد و نهایت سعی خود را به کار برد. آنچه در مدت شش تا هشت هفته رخ داد، معجزه ای محض بود. تمام آدم هایی که در دفتر کارش او را به ستوه آورده بودند، به بخشی دیگر منتقل شدند یا از کار در شرکت دست کشیدند، یا اینکه‌ دست از سر او برداشتند.

دیگر کسی او را آزار نمی داد. او کم کم عاشق کارش شد. وقتی هم در خیابان راه می رفت، دیگر کسی او را دست نمی انداخت. انگار اصلا کسی وجود نداشت. وقتی او در باشگاه نقش کمدین را بازی می کرد، مشتریان از جای خود بلند می شدند و برایش کف می زدند و دیگر کسی موی دماغش نمی شد!

وقتی او تمرکز و توجه خود را از روی هر آنچه نمی خواست یا باعث ترسش می شد و از آن اجتناب می کرد، به سوی آنچه می خواست معطوف کرد، کل زندگی اش متحول شد. زندگی رابرت دگرگون شد چون افکارش را دگرگون‌کرد. او فرکانسی متفاوت از خود به سوی کائنات ساطع کرد.

عالم هم بالاجبار تصاویری با فرکانسی جدید را بدون توجه به اینکه وضعیت تا چه حد غیر ممکن بود، ارائه داد. افکار جدید رابرت فرکانس جدید او ‌شد و تصاویر کل زندگی اش تغییر کرد. زندگی تو در اختیار خودت است. مهم ‌نیست که الآن در کجا هستی و چه بر سر زندگی ات آمده است. تو می توانی آگاهانه افکار خودت را انتخاب و زندگی ات را متحول کنی. وضعیتی به نام یأس وجود ندارد.‌ تک تک موقعیت های زندگی ات می تواند دگرگون‌ شود!

 

لطفا پس از مطالعه نظر خود را در مورد این مقاله بنویسید. با تشکر مدیریت سایت

 

لطفا با لایک این مطلب ما را دلگرم و حمایت کنید.

4+

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن