معجون آرامش

ایمانت را افزایش بده

هر روز صبح زندگی زیبای تو شروع می شود (هفته اول )

دستی به سر و روی رؤیاهایت بکش

دوست داری با زندگی ات چه کار کنی؟

اگر بتوانی امروز بهترین داستان عمرت را بنویسی، چه خواهی نوشت؟ آیا اولین واکنش تو این است که خود را با همان تجربه های پیشین و محدودیت های کنونی توصیف کنی؟

آیا به جای اینکه رؤیاهایت را برآورده کنی، خود را در حال بازنده شدن یا تقلا می بینی؟

اگر رؤیاهایت را به دست فراموشی سپرده ای، همین امروز جسارت به خرج بده و دستی به سر و روی آن ها بکش، از خدا بخواه تا شعله آرزوهایت را در دل و جانت روشن کند.

وقت آن رسیده است که دیدگاهت را گسترش بدهی. او می خواهد تو را در رحمت بی کران خویش غوطه ور کند. او می خواهد کارهای جدید و بزرگ در زندگی ات انجام بدهد.

 

 

ما به خداوندی بی همتا خدمت می کنیم

شاید در گذشته سختی ها و امتحان های زیادی را از سر گذرانده ای. شاید موانع و دل شکستگی های بی اندازه داشته ای؛ اما امروز یک روز تازه است. وقت آن رسیده ایمانت را گسترش بدهی و به فضیلت هایی دست پیدا کنی که خداوند در قلبت نهاده است.

وقت آن رسیده ذهنیت «بخور و نمیر» را کنار بگذاری و بهترین نسخه خودت بشوی نه اینکه باقی عمر را عادی و معمولی سپری کنی. ما به خداوند متعال خدمت می کنیم و آرزوهای او برای زندگی تو از هر آنچه تا به حال تصور کرده ای، بهتر و بزرگ تر است.

هیچ وقت خداوند را دست کم نگیر. شبیه خدا فکر کن: بزرگ، وسیع، توانگرانه و بیش از اندازه!

 

وقتی خداوند طرف تو باشد

خداوند دائم تلاش می کند بذرهای تازه در قلب تو بکارد. می کوشد آن قدر تو را از امید و چشمداشت سرشار کند تا آن بذر، ثمره ای هنگفت به بار بیاورد. هرگز اجازه نده افکار منفی تو را از خیر و برکت خداوند دور نگه دارند. اگر با خداوند هم عقیده بشوی، این روزها می توانند بی نظیرترین روزهای زندگی ات بشوند.

وقتی خداوند طرف تو باشد، نمی توانی بازنده شوی. وقتی به نظر می رسد هیچ راهی باقی نمانده است، او برای تو راه می سازد.

درهایی را که هیچ کس نمی تواند ببندد، برای تو باز می کند. می تواند تو را در زمان مناسب در مکان درست قرار بدهد. می تواند به طرزی ماوراء طبیعی رویاهایت را به حقیقت تبدیل کند.

ایمانت را افزایش بده

شاید می خواهیم یک عادت بد را کنار بگذاریم، وزن کم کنیم یا بدهی هایمان را بپردازیم. ابتدا بسیار هیجان داریم و پیگیری می کنیم! اما به مرور زمان تنبل و تن پرور می شویم.

شاید کمی پیشرفت کنیم؛ اما به همان جایی که هستیم راضی می شویم. شاید جایگاه بدی نباشد؛ اما می دانیم قرار نیست همان جا بمانیم.

ما ایمان خود را افزایش نمی دهیم و به فضیلت هایی دست پیدا نمی کنیم که خداوند در قلبمان نهاده است. شاید کسل شده ای و فکر می کنی چوب خطت پر شده است. ایمانت را افزایش نمی دهی. به وفور و فراوانی اعتقاد نداری.

نه، وسط راه متوقف نشو، به قله کوهستان برس. باور داشته باش خدا بیش از این ها برای تو در نظر گرفته است.

 

 

از حاشیه امن بیرون بیا

کسانی که عزمی استوار دارند به آرزوی خود می رسند و میانه راه متوقف نمی شوند. ابراهیم یکی از با ایمان ترین شخصیت های روایت های مذهبی است. او در تمام مسیر از خداوند اطاعت و پیروی کرد تا به سرزمین موعود کنعان رسید. پدر ابراهیم میانه راه در شهر حران اقامت گزید  و احساس می کرد این شهر به اندازه کافی خوب باشد؛ اما از خیر و برکت کامل خداوند بی نصیب ماند.

به تله تن پروری قدم نگذار. برای اینکه منفی نگر نباشی و کماکان ایمان خود را حفظ کنی، لازم نیست تلاش مضاعف کنی. جرئت داشته باش و همین امروز از حاشیه امن بیرون بیا. خداوند برکت های بیشتری ذخیره کرده است. ادامه بده و باور داشته باش.

اینک متوقف نشو

چرا تارخ (پدر حضرت ابراهیم) آنجا متوقف شد؟ بدون شک مسافرت با اعضای خانواده، گله، رمه و تمام دارایی در هزاران سال پیش دشوار بوده است. سرانجام تارخ گفت: «نمی توانم بیشتر از این ادامه بدهم. می دانم که اینجا سرزمین موعود نیست؛ اما بیایید همین جا بمانیم، زیرا به اندازه کافی خوب است.»

شاید تو هم مثل پدر ابراهیم میانه راه متوقف شده ای و به جایگاهی که در آنی خو گرفته ای. می خواهم تو را به چالش بکشم تا بار و بندیل خود را ببندی، خیمه ها را جمع کنی، تمام دارایی خود را برداری و جلوتر بروی. تو برای بیشتر از « به اندازه کافی خوب است » آفریده شده ای.

دیدگاهت را گسترش بده! شاید تأخیر داشته ای؛ اما ایرادی ندارد، می توانی از امروز دوباره شروع کنی.

افق دید خود را گسترش بده

شاید آرزویی بزرگ در دل داشته ایم – می خواستیم ترفیع رتبه بگیریم، پدر و مادری بی نظیر باشیم و به خوبی با خداوند هم قدم شویم.

شروع کردیم؛ اما همه چیز دشوار شد و رسیدن به اهدافمان با همان سرعتی که می خواستیم، میسر نشد. ناامیدی به سراغ ما آمد و دیگر تسلیم شدیم.

به تصویر خودت در آینه نگاه بینداز و بگو: «من به حد وسط قانع نمی شوم. شاید هم اینک هیچ چیز مطابق میل من نباشد؛ اما می خواهم به خداوند اطمینان کنم تا به من کمک کند افق دید خود را گسترش بدهم و به تمام لطف هایی که در حق من کرده است ایمان داشته باشم.

می خواهم همین کار را بکنم. « به هدفت توجه کن، فرمان را به دست بگیر و چنین طرز فکری داشته باش: « می خواهم با یاری خدا از تمام ظرفیت هایم استفاده کنم. می خواهم زندگی زیبایم را از همین الان شروع کنم.»

 

لطفا پس از مطالعه ، نظر خود را در مورد این مقاله بنویسید. با تشکر مدیریت سایت

 

لطفا با لایک این مطلب ما را دلگرم و حمایت کنید.

3+

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا