512 بازدید
ذهن چیست

ذهن چیست – ذهن، در منظر صاحب نظران، دارای درجات و مقیاس های متنوع و متفاوتی می باشد و به زبان ساده تر بسیاری هنوز هم بر این عقیده اند که ذهن اساسا توسط تجارب از شعور و ادراک و اندیشه هوشمند شالوده ریزی می شود و از ویژگی هائی چون، آگاهی، شناخت، تعقل، تخیل، حافظه، هیجان و احساس، دقت، ظرفیت و توانائی و استعداد برای ایجاد ارتباط و همرنگ شدن همراه با فرایند های ناخود آگاه برخوردار می باشد.

نظریه های مرتبط با ذهن و کنش ها و کاربرد های آن گسترده و فراوان و متنوع است و حکیمان و فیلسوفان و فرزانگان عهد باستان از زرتشت گرفته تا افلاطون و ارسطو و شماری از خردورزان اسلامی نیز در این باره عقاید و نظریات گونه گونی ابراز داشته اند که هنوز هم مورد بحث محافل علمی و فلسفی می باشد.

ذهن، پاسخ تمام مسأله های حل ناشده و تمام مسائلی را که در آینده پیش می آید، می داند.

ذهن چیست – به عنوان مثال تئوری نوافلاطونی، مبحث ماده را در قضیه روح و در ارتباط با ذهن مطرح می کرد و آن را فناناپذیر و آسمانی می دانست و تفکر انسانی را جزئی از اصول ثابت و قواعد تغییر ناپذیر کائنات و جهان به شمار می آورد. هر چند گروهی از روان شناسان استدلال می کنند که این کنش های متعالی فکر هستند که ساختار ذهن – به ویژه حافظه و عقلانیت – را می سازند و در این فراگرد، احساساتی همانند – عشق، نفرت، کینه، حسادت، ترس و شادی – در ردیف احساسات پست، ابتدائی و ذهنی در طبیعت و ذات انسان جای می گیرد و اصولا خاستگاه آنها از ذهن جدا و تفکیک می شود تا در یک ردیف طبقه بندی نگردد و به عبارتی احساس و عقل در کفه ترازو قرار نگیرد.

ذهن چیست

شماری ذهن را هم تراز فکر شمرده اند. فکری که در سر جای می گیرد، به نجوا و گفتگو با انسان می پردازد و احیانا ساختار و شالوده خود را تغییر می دهد و یا تصمیمی دیگر می گیرد و یا درباره موضوعی دو ذهنیت پیدا می کند. احساسی که تنها خود فرد مالک آن می باشد و کسی دیگر به حریم آن راهی ندارد و در اینجاست که گفته می شود ذهن هرکس تنها به خود وی تعلق دارد و آدمی در واقع مالکی است که کلید دروازه این ملک را تنها خود دارد و بس.

هر فکری در سر راه دهید: حاصل و نتیجه آن را به چشم خواهید دید. (هنری فورد)

ذهن چیست – به هر تقدیر، هرکس با ذهن و ضمیر ناخود آگاه و با چنین نیرو و استعدادی زاده می شود؛ گرچه هرگز نمی تواند به نحو احسن و به طور کامل از تمامیت آن استفاده نماید. هر چند افرادی که به بهترین وجه قادر به بهره بردن از آن می شوند، همانی خواهند شد که آرزو داشتند همان بشوند: مثلا به مال و ثروت برسند و یا در کسب و کار و شغل و پیشه خود به موفقیت دست یابند و بر حریفان و رقیبان غلبه کنند و اساسا زندگی بهتری را برای خود رقم بزنند.

به هر حال، آدمی با هر تجربه ای که توسط حواس پنجگانه خود کسب می کند، آن را در ضمیر باطن و در رده مشخص و مخصوص آن بایگانی می کند تا بموقع در آینده از آن بهره برداری نماید. پهنه ذهن بسیار گسترده است و از فعالیت های فراوان و متنوعی بر خوردار می باشد و وظایف سنگین و خطیری چون فکر، تفکر، حافظه، تخیل، و آگاهی و ادراک بر عهده دارد ؛ در زیر اجمالا به آنها می پردازیم:

هرکس دنیای خویش را براساس فکر و ذهن خود می سازد و می آفریند. (وینستون چرچیل)

فکر: فکر نوعی فعالیت ذهنی است که به انسان امکان می دهد تا نسبت به اشیاء و اصولا محیط و جهان پیرامونی، ادراک و حس پیدا کند و راه و روش هائی برگزیند که هدف ها، نیازها، وابستگی ها، دلبستگی ها، طرح ها، نقشه ها، نتایج، گرایش ها، خواست ها و آرزوها و تصمیم هایش منطبق باشد.

تفکر: اندیشیدن را نوعی خودآگاهی و معرفت والا و ‌متعالی ذهنی دانسته اند و تجزیه و تحلیل فرایندهای تفکر، بخشی از روان شناسی آگاهی و ادراک است که رابطه عمیقی با ظرفیت و توانائی انسان – از حیث ساخت و استفاده از ابزار ها و فهم و درک علت و معلول و پاسخ و واکنش معنادار – در برابر جهان‌ و مسائل آن دارد.

خود همان تغییری باش که آرزو داشتی دنیایت آن گونه باشد. (گاندی)

حافظه: قابلیت و استعداد حفظ و ضبط و نگاهدارای خاطرات، تجربه ها، معلومات، داده ها و اطلاعات و یادآوری آنها را دارد. پژوهش مبحث حافظه در قرن نوزده و بیست، آن را در رده روان شناسی خودآگاهی و یکی از ستون های اصلی دانش موسوم به شناخت علم اعصاب – روان شناسی خودآگاهی و علم اعصاب – قرار داد.

تخیل: نوعی فعالیت ایجاد، خلق موقعیت و فراخوانی و یادآوری رویدادهای تازه، دانش و معلومات جدید، تصویرها، ایده ها و سایر انگاره ها و پندارها و برخی کنش های درونی و ذهنی – خواه از طریق تجربه مستقیم و یا خنثی و منفعلانه – می باشد. اصطلاحی فنی که معمولا در روان شناسی برای فراینده زنده ساختن مفاهیمی که قبلا در حس ادراک وجود داشته است. موضوعاتی که قبلا در ذهن تصویر شده اند و آن را نوعی چشم ذهن نامیده اند؛ دیده ای که قادر است آینده احتمالی را بر پهنه خیال ترسیم نماید و مسائل را از جنبه های مختلف نظاره کند و آنچه را ادراک کرده، به روش خاص خود در آن دگرگونی هائی ایجاد کند و بر پایه تخیلات خود، واکنش و پاسخ مقتضی به رخدادها و شرایط موجود نشان دهد و راه و روش تازه ای برگزیند.

شعور: جنبه هائی از ذهن است که فکر را بر می انگیزد تا به اندرون و ضمیر راه یابد و اساسا از توانائی و استعداد ایجاد رابطه بین فرد و محیط پیرامونی وی برخوردار می باشد. شعور همواره موضوع تحقیق و مطالعه فلسفه و ذهن، روانشناختی، علم اعصاب، و خودآگاهی بوده است. برخی از فیلسوفان، شعور را به شعور ذاتی و شعور اکتسابی که امکان دستیابی به معلومات جهانشمول را میسر می سازد و به هر حال خود نیز گونه ای تجربه ذهنی به شمار می رود، منتسب می کنند.

به هر روی، با تغییر راه و روش زندگی و پراکندن افکار منفی و مزاحم و دست و پاگیر است که می توان راه درست زندگی کردن را آموخت و به کج راهه سقوط نکرد و قدرت ذهن ناخودآگاه را برای خوب و خوش و شاد و آرام زیستن بکار گرفت. ذهن توانمند در طول قرون همواره یار و مددکار آدمی برای پیشرفت و نیل به سعادت و رستگاری بوده است. کاری که بزرگان و فرزانگان در قرن های متمادی انجام دادند و تاریخ بشریت را با بهره گیری از قدرت ناخودآگاه ضمیر باطن متحول ساختند.

آندرو کارنگی می گوید: من تا عمر دارم، طعم فقر و بدبختی را نخواهم چشید؛ زیرا مالک فکر و ذهن خودم هستم و هرچه خواسته ام تا به حال، برایم فراهم کرده است. این قدرت آسمانی که در ذات و نهاد بشر است، هرچه را آرزو کند، برایش مهیا می کند و آفتابی است که بر همگان یکسان می تابد.

 

لطفا پس از مطالعه نظر خود را در مورد این مقاله بنویسید. با تشکر مدیریت سایت

46+

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *