آرامش درونخرید کتاب چله شکرگزاریخودسازیداستان کوتاهقضاوتکتاب چله شکرگزاریکتاب چله شکرگزاری بهرام بهاریمثبت اندیشی

داستانی بسیار زیبا در مورد قضاوت عجولانه

قضاوت عجولانه – در این جهان، هیچ حادثه ای بر حسب تصادف اتفاق نمی افتد. در واقع همه وقایعی که روی می دهند، لطف و رحمت الهی در ورای آن نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که ممکن است تا زمانی که زنده هستیم دلیل آن ها را متوجه نشویم زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراک ما و جزو اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند و قضاوت بر آن ها با هوش محدودمان مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است.

قبا از هر چیز چند جمله تامل برانگیر در مورد قضاوت کردن با هم بخوانیم:

  • وقتی دیگران را قضاوت میکنی آنها را نه، بلکه خودت را تعریف میکنی…!
  • با نگاه کردن به زندگی کسی، او را قضاوت نکنید، ما دلایل انتخاب‌های او را نمی‌دانیم
  • قضاوت بزرگترین مسئولیت را در زندگی هر شخص ایجاد کرده و سخت‌ترین عهده دنیاست
  • فکر کردن دشوار است به همین خاطر است که بیشتر مردم قضاوت می کنند
  • هر قدیسی گذشته‌ای دارد و هر گناهکاری آینده‌ای؛ شاید آن قدیس روزی گناهکار و آن گناهکار روزی قدیس باشد پس ندانسته، هیچ یک را قضاوت مکن …
  • از زندگی آموختم تا با کفش کسی راه نرفتم؛رفتنش را قضاوت نکنم….

رفقا اگه به این مطلب علاقمند هستید، یک تمرین عالی در همین مورد در کتاب چله شکرگزاری براتون آماده کردم. با خرید این کتاب میتونید از تمرینات عالی که در چهل روز براتون در نظر گرفتم و قبل از همه زندگی خودمو تغییر داده استفاده کنید

کتاب چله شکرگزاری

هیچ گاه نمی توانیم و اجازه نداریم در مقدرات الهی قضاوت کنیم. بر همین اساس قضاوت بر عملکرد دیگران ما را از آرامشی که به دنبال آن هستیم دور می کند. قضاوت تنها به ذات خداوندی تعلق دارد و بس. مسلما بارها در مورد اطرافیانمان قضاوت کرده ایم که اگر چنین است، بایستی از خداوند طلب آمرزش کنیم.

 

پس از این پس قضاوت عجولانه ممنوع

در اینجا به ذکر مطلبی در خصوص قضاوت زودهنگام در مورد دیگران وشرمساری به بار آمده حاصل از آن می پردازیم: (مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار، پسر 25 ساله ای که کنار پنجره نشسته بود، پر از شور و هیجان شد.

دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت بیرون را با لذت لمس می کرد، فریاد زد: پدر نگاه کن درخت ها حرکت می کنند. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف های پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک چند ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند. 

قضاوت خود را به تأخیر بیندازیم

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست پسر جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشم هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می بارد، آب روی دست من می چکد. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟ مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. 

امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند…). بله، اگر خوب دقیق شویم، من وشما بارها و بارها نقش آن زوج جوان را در زندگی بازی کرده ایم و ندانسته و ناخواسته در مورد دیگران به قضاوت نشسته ایم. بدین ترتیب برای رسیدن به آرامش، باید از قضاوت کردن دیگران پرهیز کنیم.

قضاوت عجولانه تنها باعث می شود که آرامشی که همه به دنبالش هستیم را از دست بدهیم، دلی را برنجانیم و کارمای عمل ما ، خودمان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

 

لطفا پس از مطالعه ، نظر خود را در مورد  قضاوت عجولانه بنویسید. با تشکر مدیریت سایت

 

لطفا با لایک این مطلب ما را دلگرم و حمایت کنید.

4.7/5 - (217 امتیاز)
بنر تجربه
اینستاگرام ما

نوشته های مشابه

‫2 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

You have to agree to the comment policy.

دکمه بازگشت به بالا